|
!!چرنديات!!
دريغ از دو کلمه حرف حساب
|
September 23, 2003سير تکاملی اسباب بازي!
4ساله که بودم، با بچه هاي فاميل خاله بازي ميکرديم. يکي از دخترا چادر مينداخت سرش ميشد مامان، من هم ميشدم بچه اش! يه سماور و قورِی پلاستيکي هم مياورد و توش آب ميکرد و هي تند و تند آب ( يعني چايي!) ميداد به خورد ما! جالب اينجاس که اسم بازی "خاله بازی" بود، ولي ما هيچوقت خالهمونو نديديم!! يه خورده که بزرگتر شدم، نقش پدر خونواده رو بازی کردم! از سر کار خسته و کوفته ميومدم خونه، عيال سماور و قوري پلاستيکيشو مياورد و چايی(يعني همون آب!) برامون ميريخت! بزرگتر که شدم، ديگه چايي که برام درست نکرد که هيچ، گفت بزرگ شدي، بازيمون هم ديگه ندادن!! 7 ساله بودم که دريافتم دنيا به خاله بازی ختم نميشود! دريافتم که تيله بازی هم خيلی بدک نيست! با بچه هاي محل تيله بازی ميکرديم. تيله های هشتپر و رنگيمون رو به رخ بقيه ميکشونديم که حالشون گرفته شه! پز ميداديم که تيله من از مال تو مشتي تره! بزرگتر که شدم Lego مد شد! همه بچه هاي فاميل Lego داشتن! خب ما هم داشتيم ديگه! خونه ميساختيم اين هوا! کشتي ميساختيم اين هوا! آقا هواپيما ميساختيم خـــــــدا!! باز هم بزرگتر شدم! خوب تقصير من چيه؟! آتاری اون موقع مثل نقل و نبات ريخته بود تو خونه ها! کامپيوتر که هنوز کشف نشده بود! ما هم يه چيزي ديده بوديم که از ماشين حساب پيشرفته تر بود، کلي عشق ميکرديم با اين آتاری! هر مسافری که از سوريه و مکه يا دوبی برميگشت، يه دونه از اينها تویچمدونش بود! اولاش 4 تا دونه بازی بيشتر نبود! آخ که چقدر هم مسخره بود! يه سيخ اون پايين بود، اون بالا هم چهار تا سفينه اينور اونور ميرفتن. ما هم از پايين با اون سيخه بايد تير ميزديم به اون سفينه ها! البته ما که حاليمون نبود! ما بازيمون رو ميکرديم! يه روز يکي اومد گفت پيام من يه بازي دارم 2لبه!! مارو ميگي؟ دهنومون همينجوري وا مونده بود که: "نمنه؟!" اين رفيقمون گفت آره بابا دوتا بازي با همه! اين کليد رو ميزني اينور ميشه ماشينراني، ميزني اونور ميشه تنيس بازي!! اونموقع تو ذهنمون اين ديگه آخر تکنولوژي بود! بعدها بازي 6 لبه و 8 لبه و 24 لبه و 128 لبه و 872534 لبه اومد به بازار. بچه های محل بازيهاشون رو به هم قرض ميدادن و بازي هاي بقيه رو قزض ميگرفتن. کم کم اصغر آقاي سر کوچه بغير از ماست و پنير و شير و نوشابه خانواده، بازي آتاري هم توي ويترين مغازه اش گذاشت و کرايه ميداد! ما از قضاي روزگار بزرگتر هم شديم!وقتي کمودور 64 اومد ديگه هيچکي روش نميشد بگه که يه زماني آتاري باز بوده! بعد يواش يواش دوچرخه کورسي افتاد رو بورس، بعد ... بچه هاي لوسي مثل من هم سر هر کدوم از اينها 12 روز الي 14 روز يه بند مخ مامان و باباشون رو ميخوردن که اينو برام بخرررررررر اونو برام بخرررررررر . حالا همه اينا رو گفتم که بگم ميترسم روزي برسه که اين چيزها رو از زبون بچه هامون بشنويم: - بابا؟ تا کي با اين بنز کوپه برم مدرسه؟ همه بچه های دبستانمون به اين ماشين زشت و بيريخت ميخندن! - بابا؟ اين هواپيماي دو ملخه ديگه از مد افتاده! يه بوئينگ 747 ميخري برام؟ اين آخر هفته با بچه ها ميخوايم بريم کلاردشت! - بابا؟؟ من از اون قاره پيما ها ميخوام که پسر همسايمون داره!! اين که من دارم با اورانيوم کار ميکنه خيلي تند نميره!! - بابا؟ مسخره کردي؟ تو به اين سفينه لگن هم ميگي ماشين؟؟
Posted by پيام چرندياتي at September 23, 2003 07:36 PM
Comments
ٍٍSALAM MAN DONBAL ADRESE DOKHTARY BE NAM ATEFE SAIAH MEGARDAM LOTFAN MRA RAHNMAEE KONED Posted by: REZA at November 4, 2004 09:48 PMHi. Posted by: Alice at August 9, 2004 06:13 AMsalam salam salam che saite mozakhrafi Posted by: atefeh at May 9, 2004 04:49 AMche saite mozakhrafi Posted by: atefeh at May 9, 2004 04:49 AMche saite mozakhrafi Posted by: at May 9, 2004 04:48 AMالبته شما نگران نباش بعضي هاشون بي تربيت هستند. زن داري كه داري به اونا چه ربط اصلا به من چه ربط؟ منظورم ( چيزي)بود. Posted by: at April 22, 2004 11:20 AMچي زي ندارم كه بگم اهم ...اهم...اهم Posted by: at April 22, 2004 11:18 AMچي زي ندارم كه بگم اهم ...اهم...اهم Posted by: at April 22, 2004 11:18 AMچي زي ندارم كه بگم اهم ...اهم...اهم Posted by: at April 22, 2004 11:18 AMيك بازي ديگه هست كه خيلي باحالتره : پاسور بازي! البته منظور از پاسور كارتهاي مقوايي زهوار دررفتهاي است كه عكس يك ماشين يا هواپيما يا تيم فوتبال ( واين اواخر عكس شاعر ها ! ) رويش چاپ شده و مشخصات هركدام رويش نوشته شده بعد با هم مسابقه مي داديم كه كدام ماشين تندتر ميره يا كدام شاعر بيشتر عمر كرده!! Posted by: Erfan at April 13, 2004 01:23 PMيك بازي ديگه هست كه خيلي باحالتره : پاسور بازي! البته منظور از پاسور كارتهاي مقوايي زهوار دررفتهاي است كه عكس يك ماشين يا هواپيما يا تيم فوتبال ( واين اواخر عكس شاعر ها ! ) رويش چاپ شده و مشخصات هركدام رويش نوشته شده بعد با هم مسابقه مي داديم كه كدام ماشين تندتر ميره يا كدام شاعر بيشتر عمر كرده!! Posted by: Erfan at April 13, 2004 01:22 PMsalam payam jan.shahnaz hastam az alman kheyli vaght bod ke be weblag miomadam vali hich vaght delam nemikhast chizi benevisam vali emrooz del ro zadam be darya khastam behet begam matalebet besiyar jaleb hast man va shoharam vagheean lazat mibarim az khondane in mataleb omidvaram ke bazam benevisi va deli ro shad koni chon moozale nakhandidan to keshvare ma moozale bozorgi hast va man vaghti pamo mizaram iran be rahati in masalaro dark mikonam . be omide roozi ke khanda ro labhaye hame bebinim Posted by: shahnaz beheshty at October 6, 2003 10:39 AMاون قسمت تيله بازيش يكم ايهام داشت !!! Posted by: goombolih at September 28, 2003 09:46 PMدوستان عزيز سارا جان و زهره خانوم salam سلام...ما هم از اينترنت با هم آشنا شديم و در اولين روز زمستان همديگر رو ديديم......حالا هم پيوند بستهايم كه تا بي نهايت, بي نهايت باشيم!!!لحظاتتون به عشق!!در ضمن ميشه بگين چه جور ميشه به خانومتون نظر داد؟؟؟ Posted by: زهره at September 28, 2003 01:31 PMدر روزهاي پاييز دلت بهاري باشه........... Posted by: noosh at September 28, 2003 12:49 PMkheyli jaleb neveshte boodi yade ghadima bekheyr.....movafagh bashi Posted by: shohreh at September 27, 2003 02:23 PMبچگی هم دورانیه ها! راستی اینو یادت رفت: سلام.واقعا خيلي با حال نوشتين من تازه فهميدم كه بقيه هم قبلانا بچه بودن.خيلي برام جالب بود وقتي فهميدم تقريبا شكه شدم...اميدوارم به وبلاگ من هم سري بزنيد. Posted by: donya at September 26, 2003 10:16 PMسلام سلام پيام ... خيلي باحال گفته بودي تمام دوران بچگيمونو اوردي جلو چشممون ياد خاله بازي و اتاري و .... بخير. موفق باشي كلي. Posted by: شيما at September 26, 2003 04:49 AMاِه...اِه....اِه....خان داداش... يادته؟ WOLF بازي مي کرديم ajab bacheye sheitooni boodiya! Posted by: mahda at September 25, 2003 07:22 PMسلام پيام سلام پيام. ميبينم كه ديگه عيالوار شدي و داري به بچه داري فكر ميكني! منم ازين ميترسم كه بلاهايي رو كه كن سر پدر مادرم آوردم در آينده دور -بچه ام سرم بياره .دور باد .... Posted by: yoota at September 25, 2003 04:00 AMآقا قرار شد اینجا چرندیات بنویسی، نه؟ یادت که هست؟ ٍSALAM PAYAM, KHODA BEGAM CHIKARET KONE BA IN NEVESHTEHAT, KHEILI KHODA BOOD, MESLE HAMISHE, RASTI YADET BASHE AVALIN KARI KE MIKONI IN HAST KE BARAYE NINI WEBLOG BEZANI! Posted by: cheshm siah at September 24, 2003 05:26 PMسلام سلام رفيق. باز هم بابات ازدواج تبريك. راستي داداش ما لوگوت رو گذاشتيم توي صفحهمون. اگه حال كردي يه لينكي چيزي هم به ما بده. منتظرم. تا بعد. Posted by: غريبه at September 24, 2003 03:18 AMسلام آقا پيام. عجب پس چرا وقتي آپديت ميكنيد من متوجه نميشم؟! منظورم اينه كه يه ستارهاي يا گلي جلوي اسمتون نمياد تا بفهمم كه آپديت كرديد!!؟؟ آقا پيام خيلي مباركه. اصلاً حال وهواي نوشتنتون هم عوض شده.راستي حالا كه روابط فاميلي شده ميشه پارتي بازي كرد! ميشه به پينكفلويديش بگين كه چرا نظرخواهي نميذاره تو وبلاگش؟ Posted by: ننه کلاغه at September 23, 2003 11:15 PMو استاد دگر باد مينويسد! استاد بابا ماهام بچه بوديم خاله بازي نميكرديم، از شما بعيده! Posted by: Telli at September 23, 2003 11:02 PMميگم تو حالا اگه راست ميگي بچشو بيار . من كه فعلا چشمم ندبال دوريبن ديجيتال همسايست!هنوز پيشرفته نشدم Posted by: maryam at September 23, 2003 09:42 PMNo.1 ke manam :P Posted by: فرهنگ at September 23, 2003 08:23 PM جناب چرنديات نويس ، سر جدت اين وبلاگت را به بلاگ رولينگ پينگ کن تا ما هم بفهميم بروز شده. Posted by: فرهنگ at September 23, 2003 08:22 PMeyvaaaaaaaaaaaal , vaseye bare aval , number one shodam :D khaili bahal bood , payaaaaaaaam , vaseye man as in weblog jadida mikhari ? ;) Posted by: shaida at September 23, 2003 08:01 PMعجب! شما ها عجب بازي هايي مي كردين! شوهر خسته و كوفته از سر كار برگشته!! :)))))) Posted by: pinkfloydish at September 23, 2003 07:58 PM....................................................................................................... |
: چرنديات قبلي
December 2005
April 2005 March 2005 October 2004 July 2004 June 2004 May 2004 April 2004 March 2004 February 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003 August 2003 July 2003 June 2003 May 2003 April 2003 March 2003 February 2003 January 2003 December 2002 November 2002 October 2002 September 2002 August 2002 July 2002 June 2002 May 2002 April 2002 March 2002 February 2002 December 2001
:چرنديات اخير
بازگشت به دنیای چرندیات!
صدای اگزوز پژو ۲۰۶ آخیش!!!!! در بابِ دلتنگی روزهای جوانی پرت و چرت ! ايران و بازيهاي جام اروپا: گوگوش دروغ گفته است! آزادی از نوع آمریکائی! سی دی زیارت عاشورا برای نسل جوان چنین کرده بودند بزرگان! قبل از ازدواج، بعد از ازدواج: در و دیوار ترکیه! بهار را توصیف کنید لطفا عیدتون مبارک ملت! سفر چرندياتى به تركيه! ... و تولدت مبارک ماه عسل! تفاوت فرهنگي! این یکی بود، اون یکی نبود! دو ساله شدم! گزارش هفتگى! عکس هنری به اين ميگن!! روزی که داماد شدم! روز جهانی چرنديات نويسی بر همگان مبارک باد! روح چرندياتی! کلاسهای باکلاس! درحاشيه رحلت جانسوز ماشين جان يادش گرامی باد به آرنولد راي بدهيم! عدم رضايت شغلی! سير تکاملی اسباب بازي! آقا! به خدا من از اول متاهل نبودم! خودم کردم که لعنت بر خودم باد! اولين مدرسه براي همجنسبازان! حاج آقا ... اينترنت کيلو چند؟! کراوات و تهاجم فرهنگي آن: دوستت دارم قطار قطار ،باور نداري از قرار! امان از دست اين آمريکائيها!! نامه مادر غضنفر به پسرش:
:لينکهای چرندياتی
پيشـنهادات
|
. تمامی حقوق و مزايای اين سايت
متعلق به
پيام
چرندياتی بوده و مستقيما به حساب شخصی ايشان واريز میگردد ©
!!... هرگونه استفاده از نوشته های اين سايت بدون اجازه
نويسنده ، پيگرد قانونی که دارد هيچی ، فحش خار مادر و از اين حرفا
. چاپ بخش يا تمام محتويات اين وبلاگ با اجازه از نويسنده و يا درج
ماخذ امکانپذير ميباشد