به نظر من زبان فارسي يکي از سختترين زبانهاي منظومه شمسي ميباشد. مخصوصا که بخواهيم فارسي را بطور عاميانه و روزمره ياد بگيريم. اين زبان ماشالله هزار الله اکبر اينقدر قواعد و مقررات و استثنائات داره که خدا ميدونه! البته شايد خداهم نميدونه چون اگه ميدونست قرآن رو يا دوبله ميکرد، يا با زيرنويس فارسي نازل ميکرد!
من يه هفت هشت ده دوازده ساليه که دارم با خودم کلنجار ميرم که يهکم از اين قواعدي که ما هرروزه در زبان محاورهايمون استفاده ميکنيم سر دربيارم، ولي از شما چه پنهون که به هيچ جايي نرسيدم.
مثلا اين عبارت و کلمات ترکيبي امثال اينها رو خيلي استفاده ميکنيم:
قاشق چنگال ، فنجون نلبکي، نمک فلفل، کره پنير، نون پنير، ميز و صندلي، گل و بلبل و ...
ولي تا حالا شنيدين يکي بگه:
چنگال قاشق، نلبکي فنجون، فلفل نمک، پنير کره، پنير نون، صندلي و ميز، بلبل و گل و ...
و در اينجاست که اين سئوال اساسي در ذهن نقش ميبندد که: چرا؟
والا من خيلي تفکرات کردم که علت اصلي اين قضيه رو کشف کنم. آيا کلمه اولي نسبت به دومي از درجه اولويت بالاتري برقرار است؟ آيا اولي از دومي بزرگتر است؟ آيا اولي از دومي مهمتر است؟ آيا اگر اولي نياشد دومي نيست؟ آيا اولي شرط لازم و کافي براي بودن دومي است؟ آيا بودن دومي بدون اولي بيمعناست؟ آيا...
اگر جواب همه سئوالهاي بالا مثبت است، پس چرا هنوز ميگيم:
زن و مرد ؟
خانمها و آقايان ؟
شرط ميبندم اينجاي ادبيات فارسي رو يه فمينيست تحريف کرده !!!!