اگر سهراب بچه بالاشهر بود .....
اهل پاسدارانم
روزگارم بد نیست
دویست و شیشی دارم، نوک مدادی، شیشه دودی
و صافکارش هم در این نزدیکیاست:
بعد از این چهارراهها، نبش آن برج بلند
اهل پاسدارانم
پیشهام الواطی است
گاهگاهی چرخکی میزنیم، توی شهر، با بچه ها
تخته گاز میگذریم از کوچه ها
تا دل همسایه مان آب شود
چه باحاله، چه باحاله .... میدانم
بهتر از پیکان است
مرده شورش ببرند، باز باک اش خالیاست..
الا آخر !